ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۲, چهارشنبه

سال انتخابات و سناریوی تکراری وزارت اطلاعات؛ حسین ترکاشوند

با دستگیری و بازداشت دسته جمعی روزنامه نگاران و شنیدن اتهامشان، ناخودآگاه با خود اندیشیدم که چه شباهتی دارد این سال انتخابات ریاست جمهوری با ۴ سال پیش، همین ایام. ۴ سال پیش، وزارت اطلاعات با دستگیری دسته جمعی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و فعالان انجمن اسلامی دانشجویان، سناریوی سرکوب نیروهای منتقد و مخالف نظام را کلید زد.

شاید هیچ یک از نیروهای سیاسی، در آن مقطع، تصور نمی کرد که در سال انتخابات ریاست جمهوری که همگان انتظار باز شدن فضای سیاسی را دارند- و صد البته که این فضای باز به نوعی در ٢ ماه پایانی پیش از انتخابات به وجود آمد- چنین برخورد سهمگینی با دانشجویان شود و به طور دسته جمعی بازداشت شوند. امسال نیز، در سال انتخابات ریاست جمهوری، وزارت اطلاعات با دستگیری گسترده روزنامه نگاران، قصد سرکوب نیروهای آگاه و آگاهی بخش را دارد، کسانی که جرمشان حمایت از جریان آزاد اطلاعات و اطلاع رسانی به مردم است.

شباهت ها اما فراتر می رود. ۴ سال پیش، بهانه ی بازداشت ما -تصمیم گیرندگان و مسئولین سایت غیر قانونی و ضد انقلاب خبرنامه امیرکبیر- اطلاع رسانی در سایت خبرنامه امیرکبیر بود. خبرنامه امیرکبیر که به راستی مهم ترین وب سایت دانشجویی آن دوره بود، تبدیل به پایگاهی برای فریاد زدن ظلم و جور شده بود و از حقوق مردمان در برابر حاکمان استبداد دفاع می کرد، مردمانی فارغ از عقاید و هویت شان. خبرنامه امیرکبیر به راستی یکی از سر سخت ترین مدافعان جریان آزاد اطلاعات و مبارزه با سانسور بود. امسال نیز، وزارت اطلاعات، چه مضحک بار دیگر سعی می کند با نادیان آگاهی بخشی به جامعه استبداد زده ایران که به شدت از فقر اطلاع رسانی رنج می برد، برخوردی سهمگین کند تا دیگر کسی در این دیار به فکر خبر رسانی و رسوا کردن آلودگان به انواع فسادهای مالی، دولتی و سیاسی نیفتد، اما زهی تصور باطل. زهی خیال محال.

باری، از این شباهت هم بگذریم، با طرح اتهامات روزنامه نگاران بازداشت شده توسط بیانیه های ضعیف وزارت اطلاعات، جای شک و شبهه باقی نمی ماند که روش برخورد با منتقدین همان روش نخ نما شده و پوسیده ی پیشین است. ۴ سال پیش بازجویان وزارت اطلاعات در اتاق های بازجویی بند امنیتی ٢٠٩ زندان اوین، با توسل به انواع روش ها، با طرح اتهاماتی دور از ذهن، در تکاپو بودند تا نیروی منتقد دانشجویی را خرد کرده و نابود سازند. اتهام مان، ارتباط با سازمان مجاهدین خلق بود. اتهامی که هنگامی که بازجویان با تحکم و خشم به من اعلام کردند ناخودآگاه به خنده افتادم و کتک ها از سر گرفته شد. اما با تمام وجود حس می کردم گویی بازجویان، همزمان، قصد خشم و شوخی دارند. بازجویان اصرار داشتند که تو به واسطه ی اینکه از مجاهدین خلق “خط” می گرفتی، برای مدیریت سایت انتخاب شدی. آنقدر این اتهام از ذهن من دور بود که تا چندین روز پاسخم در اتاق های بازجویی فقط سکوت بود. هر چه به روز انتخابات نزدیک تر می شدیم، فشارها بیشتر می شد، کتک ها طولانی تر و مدت بازجویی ها دراز تر. اما تمام خشم بازجویان از این بود که دانشجویان، در برابر این اتهام مضحک، تمام قد ایستاده بودند.

این روزها، اوین، روزنامه نگارانی را در خود دارد که با تمام وجود از طرح اتهام واهی و پوچِ داشتن ارتباط با دولت انگلیس، در خلوت های انفرادی، عمیقا متعجب و شگفت زده اند. با خود می اندیشند که نظام مقدس اسلامی با این همه ادعا و شعار، این همه تبلیغات و هزینه، این حجم عظیم خرج پول ملت در راستای بازنمایی قدرت پوشالی اش، به چه فلاکتی افتاده که ناچار است به همه، با زور دروغ و تبلیغات دروغین، جوانان این خاک را متهم به اتهامات بی ریشه و اساس کند.

این روزها، بازجویان سخت در تکاپو هستند تا به مافوق های شان نشان بدهند که کدام یک در سرکوب انسانیت پیشتراند، سخت تلاش می کنند تا با توسل به هر روشی روزنامه نگارانمان را مرعوب خود کنند اما کیست که نداند که پس از رسوایی سال ۸۸، روزنامه نگاران آزاد اندیش که جزو باهوش ترین قشرهای جامعه هستند، فریب روش های پوسیده ی وزارت اطلاعات را نخواهند خورد و سرفراز و پر امید این سناریو را نیز رسوا خواهند کرد. مردم نیز با تجربه ی گران سنگ دادگاه های استالینی پس از اتفاقات سال ۸۸، دست وزارت اطلاعات را خوانده اند، “نمی توان به همه، برای همیشه دروغ گفت”.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر