ه‍.ش. ۱۳۹۲ فروردین ۱۷, شنبه

ه‍.ش. ۱۳۹۲ فروردین ۱۳, سه‌شنبه

فشار بر سید ضیاء نبوی در اداره اطلاعات اهواز، برای تکذیب نامه‌اش درباره محمدعلی عموری

سید ضیاء نبوی در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر اهواز، تحت فشار قرار گرفته است که نوشته خود درباره محمدعلی عموری، یکی از فعالان مدنی محکوم به اعدام در اهواز، را تکذیب کند.

افزایش فشارها بر مادر و برادر میثاق یزدان نژاد، دانشجوی زندانی

مادر و برادر میثاق یزدان نژاد، دانشجوی زندانی که در بهمن ماه سال گذشته بازداشت شده بودند، توسط ماموران امنیتی تحت فشار قرار گرفته اند.

ه‍.ش. ۱۳۹۲ فروردین ۵, دوشنبه

افزایش حملات میگرنی مجید دری و عدم موافقت با مرخصی وی

مجید دری، دانشجوی محروم از تحصیل محبوس و زندانی در تبعید، چهارمین نوروز خود را در زندان می گذراند و تاکنون با مرخصی وی موافقت نشده است. این در حالی است که وی از وضعیت جسمانی مناسبی برخوردار نیست و طی هفته های اخیر حملات میگرنی وی افزایش پیدا کرده است.

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۲, چهارشنبه

سال انتخابات و سناریوی تکراری وزارت اطلاعات؛ حسین ترکاشوند

با دستگیری و بازداشت دسته جمعی روزنامه نگاران و شنیدن اتهامشان، ناخودآگاه با خود اندیشیدم که چه شباهتی دارد این سال انتخابات ریاست جمهوری با ۴ سال پیش، همین ایام. ۴ سال پیش، وزارت اطلاعات با دستگیری دسته جمعی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و فعالان انجمن اسلامی دانشجویان، سناریوی سرکوب نیروهای منتقد و مخالف نظام را کلید زد.

شاید هیچ یک از نیروهای سیاسی، در آن مقطع، تصور نمی کرد که در سال انتخابات ریاست جمهوری که همگان انتظار باز شدن فضای سیاسی را دارند- و صد البته که این فضای باز به نوعی در ٢ ماه پایانی پیش از انتخابات به وجود آمد- چنین برخورد سهمگینی با دانشجویان شود و به طور دسته جمعی بازداشت شوند. امسال نیز، در سال انتخابات ریاست جمهوری، وزارت اطلاعات با دستگیری گسترده روزنامه نگاران، قصد سرکوب نیروهای آگاه و آگاهی بخش را دارد، کسانی که جرمشان حمایت از جریان آزاد اطلاعات و اطلاع رسانی به مردم است.

شباهت ها اما فراتر می رود. ۴ سال پیش، بهانه ی بازداشت ما -تصمیم گیرندگان و مسئولین سایت غیر قانونی و ضد انقلاب خبرنامه امیرکبیر- اطلاع رسانی در سایت خبرنامه امیرکبیر بود. خبرنامه امیرکبیر که به راستی مهم ترین وب سایت دانشجویی آن دوره بود، تبدیل به پایگاهی برای فریاد زدن ظلم و جور شده بود و از حقوق مردمان در برابر حاکمان استبداد دفاع می کرد، مردمانی فارغ از عقاید و هویت شان. خبرنامه امیرکبیر به راستی یکی از سر سخت ترین مدافعان جریان آزاد اطلاعات و مبارزه با سانسور بود. امسال نیز، وزارت اطلاعات، چه مضحک بار دیگر سعی می کند با نادیان آگاهی بخشی به جامعه استبداد زده ایران که به شدت از فقر اطلاع رسانی رنج می برد، برخوردی سهمگین کند تا دیگر کسی در این دیار به فکر خبر رسانی و رسوا کردن آلودگان به انواع فسادهای مالی، دولتی و سیاسی نیفتد، اما زهی تصور باطل. زهی خیال محال.

باری، از این شباهت هم بگذریم، با طرح اتهامات روزنامه نگاران بازداشت شده توسط بیانیه های ضعیف وزارت اطلاعات، جای شک و شبهه باقی نمی ماند که روش برخورد با منتقدین همان روش نخ نما شده و پوسیده ی پیشین است. ۴ سال پیش بازجویان وزارت اطلاعات در اتاق های بازجویی بند امنیتی ٢٠٩ زندان اوین، با توسل به انواع روش ها، با طرح اتهاماتی دور از ذهن، در تکاپو بودند تا نیروی منتقد دانشجویی را خرد کرده و نابود سازند. اتهام مان، ارتباط با سازمان مجاهدین خلق بود. اتهامی که هنگامی که بازجویان با تحکم و خشم به من اعلام کردند ناخودآگاه به خنده افتادم و کتک ها از سر گرفته شد. اما با تمام وجود حس می کردم گویی بازجویان، همزمان، قصد خشم و شوخی دارند. بازجویان اصرار داشتند که تو به واسطه ی اینکه از مجاهدین خلق “خط” می گرفتی، برای مدیریت سایت انتخاب شدی. آنقدر این اتهام از ذهن من دور بود که تا چندین روز پاسخم در اتاق های بازجویی فقط سکوت بود. هر چه به روز انتخابات نزدیک تر می شدیم، فشارها بیشتر می شد، کتک ها طولانی تر و مدت بازجویی ها دراز تر. اما تمام خشم بازجویان از این بود که دانشجویان، در برابر این اتهام مضحک، تمام قد ایستاده بودند.

این روزها، اوین، روزنامه نگارانی را در خود دارد که با تمام وجود از طرح اتهام واهی و پوچِ داشتن ارتباط با دولت انگلیس، در خلوت های انفرادی، عمیقا متعجب و شگفت زده اند. با خود می اندیشند که نظام مقدس اسلامی با این همه ادعا و شعار، این همه تبلیغات و هزینه، این حجم عظیم خرج پول ملت در راستای بازنمایی قدرت پوشالی اش، به چه فلاکتی افتاده که ناچار است به همه، با زور دروغ و تبلیغات دروغین، جوانان این خاک را متهم به اتهامات بی ریشه و اساس کند.

این روزها، بازجویان سخت در تکاپو هستند تا به مافوق های شان نشان بدهند که کدام یک در سرکوب انسانیت پیشتراند، سخت تلاش می کنند تا با توسل به هر روشی روزنامه نگارانمان را مرعوب خود کنند اما کیست که نداند که پس از رسوایی سال ۸۸، روزنامه نگاران آزاد اندیش که جزو باهوش ترین قشرهای جامعه هستند، فریب روش های پوسیده ی وزارت اطلاعات را نخواهند خورد و سرفراز و پر امید این سناریو را نیز رسوا خواهند کرد. مردم نیز با تجربه ی گران سنگ دادگاه های استالینی پس از اتفاقات سال ۸۸، دست وزارت اطلاعات را خوانده اند، “نمی توان به همه، برای همیشه دروغ گفت”.

خلع اختيار دانشگاه‌ها با سياست تمركز‌گرای وزارت علوم؛ سعيد معيدفر*

سياست تمركز‌گراي وزارت علوم، سياستي نيست كه چندان بتوان ازآن دفاع كرد و با آن موافق بود، چرا كه اساسا دانشگاه‌ها براي بازتوليد فعاليت‌هاي علمي‌شان بايد به دست خود دانشگاهيان اداره شوند.

مطمئنا خود دانشگاهيان در گروه‌هاي علمي و آموزشي دانشگاه تا حدود زيادي بهتر از دولت و كساني كه مرتب در رفت و آمد و تغيير هستند، مي‌توانند براي احياي تركيب اعضاي هيات علمي دانشگاه‌ها و به طور كلي پيشرفت و بهبود وضعيت دانشگاه‌ها اقدام كنند. اين يك واقعيت است كه دولت‌ها دايم در رفت و آمدند و سياست باثباتي در اين زمينه وجود ندارد. خصوصا دولت فعلي كه دائم مهره‌ها و وزير و معاونانش جابه‌جا مي‌شوند. اما دانشگاه‌ها و مراكز علمي نبايد درگير اين رفت و آمدها شوند، چرا كه در وضعيت تغيير و تحولات دايمي، برنامه‌ريزي طولاني مدت براي اموري همچون جذب هيات علمي و حتي تجميع برنامه‌ها و فعاليت‌ها نمي‌توان داشت.

به همين دليل معتقدم مطمئنا اعضاي هيات علمي كه در دانشگاه‌ها فعاليت مي‌كنند، صلاحيت بيشتري براي جذب هيات علمي و تدوين برنامه‌هاي دانشگاه‌ها دارند و تمركزگرايي مانع روند رو به پيشرفت دانشگاه‌ها خواهد بود. اما با وجود اين واقعيت، متاسفانه امروز دانشگاه‌ها از هر جهت در حال خلع اختيار شدن هستند؛ در حال حاضر دانشگاه‌ها هم در پذيرش دانشجو در مقطع تحصيلات تكميلي، هم در جذب اعضاي هيات علمي و مهم‌تر از آن در تعيين و تدوين محتواي آموزشي و سياست‌هايي همچون تفكيك جنسيتي، كاملا بي‌اختيار شده‌اند. اين تمركزگرايي در دانشگاه به عنوان محلي كه مركز تجمع نخبگان علمي است، چندان روند مناسبي نيست و انحطاط بيشتر اين مركز مهم را در پي خواهد داشت. بنابراين اگر ما قصد داريم دانشگاه‌ها را از حيطه دانشگاه بودن خارج كنيم، اين روند، درهمان جهت است. اما اگر قصد داريم دانشگاه‌ها مركز توليد علم و دانش باشد، اين اقدامات مسلما ضربه‌هاي جبران‌ناپذيري به پيكره علمي دانشگاه‌ها خواهد زد.

نتيجه چنين سياست‌هايي، خالي شدن دانشگاه‌ها از انگيزه است. اين روزها اگر سري به دانشگاه‌ها بزنيد فضاي بي‌انگيزگي و رخوت را مي‌بينيد؛ فضايي كه نتيجه سياست‌هاي تمركز گرا و كم شدن استقلال دانشگاه‌ها، گروه‌هاي آموزشي و دانشجويان است. از طرف ديگر تمركزگرايي در وزارت علوم به مانند تمركزگرايي در هر نهاد ديگري، فساد بيشتر را به دنبال خواهد داشت؛ با اين روند متمركز اگر اشكالي در بدنه وزارت علوم و دانشگاه‌ها باشد، كسي نمي‌تواند سخن بگويد و شاهد رشد رويه‌هاي ناسالم در دانشگاه‌ها خواهيم بود. همچنين با انتخاب متمركز هيات علمي در وزارت علوم و خارج از معيارها و نيازهاي واقعي دانشگاه‌ها، اعضايي كه استخدام مي‌شوند، مخاطب‌شان، دانشجو، كارمند و هيات علمي نخواهد بود بلكه نهايتا بايد به مراجع و نهادهاي ديگر پاسخ دهند، كه اين خود زمينه فساد و كاهش بهره‌وري را به دنبال دارد. به طور كلي در حال حاضر با سياست‌هاي فعلي، كار دانشگاه‌ها صرفا توليد مدرك شده است.

*عضو هيات علمي دانشگاه تهران

انتقاد از سیاست های حاکمیت در جلسه بحث دانشجویی در شهرکرد

کرسی آزاد اندیشی دانشجویان دانشگاه شهرکرد با موضوع بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در این دانشگاه برگزار شد.

به گزارش دانشجونیوز، شامگاه دوشنبه ۳۰ بهمن ۹۱ کرسی آزاد اندیشی دانشجویان دانشگاه شهرکرد با موضوع بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به منظور آگاهی بخشی راجع به مسائل روز کشور و تحولات منطقه با استقبال پرشور دانشجویان این دانشگاه برگزار شد.

یکی از دانشجویان این دانشگاه در گفتگو با سایت دانشجو نیوز درباره محتوای این جلسه گفت:

"دانشجویان شرکت کننده در دو گروه موافق و مخالف شرکت کرده بودند. شروع برنامه با تلاوت آیاتی از قرآن همراه بود و نکته ی قابل توجه پخش نشدن سرود ملی در این مراسم بود که اعتراض دانشجویان بسیجی را به دنبال داشت.

یکی از اعضای گروه مخالف به بحث در باره ی مشکلات معیشتی مردم ایران پرداخت و از اعمال فشار ماموران امنیتی بر فعالان سیاسی، خبرنگاران و وکلای زندانی انتقاد کرد. وی در ادامه با بیان افتخارات ایران در زمینه های مختلف صحبت مسئولین در راستای از بین بردن این افتخارات در صورت برقراری ارتباط با آمریکا را نقد کرد.

در حالیکه گروه موافق به خروج از موضوع گروه مخالف اشاره کردند، خود در ادامه به تمجید از آقای خامنه ای پرداختند که این صحبت ها اعتراض گروه مخالف مبنی بر خروج از بحث گروه موافق را به دنبال داشت.

در همین حال عده ای از دانشجویان عضو تشکل های هم سوی دانشگاه شعار هایی از قبیل “مرگ بر ضد ولایت فقیه” و “مرگ بر آمریکا” سر دادند.

بعد از این اتفاق یکی از اعضای گروه موافق که به شدت عصبی شده بود با اشاره به دختران دانشجوی شرکت کننده در مراسم گفت: همین خانوم های بدحجاب کافر ممکن است که در صورت وقوع جنگ بین ایران و آمریکا از ما عملکرد بهتری داشته باشند.

این قسمت از صحبت های گروه موافق اعتراض شدید دانشجویان حاضر در جلسه را به دنبال داشت.

در ادامه یکی دیگر از اعضای گروه مخالف با ارائه آمار و ارقام از وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران، اوضاع کشور را نامساعد خواند.

وی با اشاره به این موضع که کشور های همچون مصر و لیبی انقلاب خود را از انقلاب جمهوری اسلامی ایران جدا کرده اند افزود: موضوع صادر کردن انقلاب اسلامی و رخ دادن بهار عربی به تبعیت از انقلاب جمهوری اسلامی ایران توهمی بیش نیست.

در همین حال باز هم بسیجیان حاضر در جلسه شعار هایی از قبیل “مرگ بر ضد ولایت فقیه” و “مرگ بر آمریکا” سر دادند.

در ادامه یکی از اعضای گروه موافق با توهین به افراد شرکت کننده در سالن خطاب به اعضای گروه مخالف گفت: شما برای تشویق شدن به این مراسم آمده اید و شما کافرید.

پس از آن و در وقت پایانی گروه مخالف به نحوه ی برگزاری کرسی ها انتقاد کردند که به دنبال آن یکی از اعضای گروه موافق با قطع کردن صحبت آن ها سعی در ایجاد اختلال در وقت باقی مانده ی گروه مخالف کرد.

در پایان گروه مخالف با آرزوی سلامتی و کسب آگاهی برای دانشجویان این کرسی را به پایان رساند."

همچنین سایت خبرنامه شهرکرد گزارش داده است که پس از اتمام مراسم، دانشجویان در بیرون از سالن شروع به خواندن سرود ” ای ایران، ای مرز پرگهر” کردند که با اعتراض شدید مسئول نهاد رهبری دانشگاه مواجه شدند.

همچنین یکی دیگر از اعضای دفتر نهاد رهبری این دانشگاه با ابراز رضایت از نحوه ی برگزاری کرسی به نحوه ی عملکرد گروه موافق اعتراض کرد. وی افزود: گروه موافق به شدت ضعیف ظاهر شدند که این نشانگر ضعف مطالعاتی و استدلالیه آن ها بود.

ممانعت دادستان از صدور مجوز اعزام پزشکی برای مهدی خدایی، فعال دانشجویی

دادستان تهران مجوز اعزام درمانی مهدی خدایی زندانی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین را صادر نمی کند.

سایت کلمه گزازش داده است که با وجود تایید پزشکی قانونی مبنی بر معالجه مهدی خدایی زندانی سیاسی و اخذ نوبت دندانپزشکی توسط خانواده اش، دادستان تهران هنوز مجوز اعزام این زندانی سیاسی را صادر نکرد.

بیش از ۳ ماه از تایید پزشکی قانونی مبنی بر معالجه مهدی خدایی توسط دندانپزشک خارج از زندان می گذرد و این زندانی سیاسی همچنان از ناحیه دندان در رنج است.

مهدی خدایی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه آزاد شهرری و فعال حقوق بشر برای اولین بار در تیرماه سال ۸۷ از سوی مامورین وزارت اطلاعات بازداشت شده و مدت ۳۸ روز را در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین سپری کرد، برای این پرونده از شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی حکم ۴ سال حبس تعزیری به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق برپایی تجمعات دریافت کرده است.

وی هم چنین در ۱۱ اسفند سال ۸۸ توسط ماموران اطلاعات سپاه پاسداران جمهوری اسلامی بازداشت شد و بیش از۱۰ ماه را در بند ۲ الف زندان اوین سپری کرد. دادگاه او در ۳۱ مرداد ۸۹ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد و به اتهامات عضویت و فعالیت در تشکیلات مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران با هدف اخلال در امنیت کشور و فعالیت تبلیغی بر علیه نظام جمهوری اسلامی به ۳ سال حبس تعزیری محکوم شد که دادگاه تجدید نظر تهران حکم ۷ سال حبس تعزیری او را تایید کرده است.

این فعال دانشجویی دربند در دو دادگاه جداگانه طی سال های ۸۷ و ۸۸ در مجموع به ۷ سال حبس تعزیری محکوم شد.

شبنم مددزاده، چهارمین سالگرد بازداشت و محروم از مرخصی

چهار سال از بازداشت شبنم مددزاده، دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم، گذشت. این در حالی است که وی دوران محکومیت خود را بدون هیچ گونه استفاده از حق مرخصی گذرانده است.

به گزارش دانشجونیوز، شبنم مددزاده، فعال دانشجویی و دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم، در اول اسفند ماه ۱۳۸۷ به همراه برادرش بازداشت شد.

بازداشت وی در پی تجمع های گسترده صنفی در دانشگاه تربیت معلم و اعتراض های دانشجویی صورت گرفت.

شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی، به ریاست قاضی مقیسه، در ۲۰ بهمن ۸۸ این فعال دانشجویی را به اتهام «محاربه و اقدام علیه امنیت ملی» به ۵ سال زندان با تبعید به زندان رجایی‌شهر کرج محکوم کرد.

در ۱۲ خرداد ماه ۱۳۸۹ این حکم در دادگاه تجدیدنظر تایید شد.

انتقال شبنم مددزاده همراه با تنی چند از زندانیان سیاسی زن به زندان قرچک ورامین، در اردیبهشت ماه سال ۹۰، اعتراض نهادهای حقوق بشری و فعالین سیاسی را در پی داشت. پس از اعتراض های گسترده، این زندانیان به زندان اوین منتقل شدند.

شبنم مدد زاده، دانشجوی محروم از تحصیل، هم اکنون دوران محکومیت خود را در زندان اوین بدون حتی یک روز مرخصی می گذراند. وی تا کنون چهار سال از محکومیت پنج ساله خود را در زندان گذرانده است.